آموزش مبانی تحلیل بنیادی
تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال چیست؟

 

ما هیچ منبع قابل استفاده ای برای نقل قول در رابطه با تحلیل فنی و بنیادی به زبان فارسی سراغ نداریم. کلیه مطالب در این زمینه توسط فارکس متاتریدری مغشوش شده اند تا برسیستم طرف مقابل شدن با تریدر ها منطبق شود.
گر چه شاید 90 درصد مطالب مشترک باشند ولی به هر حال ما به اجبار باید همه مطالب را از ابتدا به فارسی ویرایش کنیم. این امر در حال انجام است و ما از اینکه به ما این تاخیر را می بخشید صمیمانه سپاس گزاریم.

=======================================================

تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال همانطور که از اسمش پیداست بررسی عواملی است که به طور بنیادی بر قیمت آنچه که شما خرید و فروش یا به اصطلاح ترید (Trade ) می کنید اثر می گذارند. آنچه در بازار های مالی از جمله بازار بازار مبادلات ارزی می توان معامله کرد بسیار پر تعداد است و از نظر ماهیت با هم تفاوت دارند. ارز ها، کالا ها و سهام شرکتها موضوعات معاملاتی یا به اصطلاح انگلیسی آن وسائل (Instruments) معاملاتی کاملا متفاوتی هستند که نمی توان عوامل بنیادی یا همان فاندامنتال موثر بر قیمت آنها را به سادگی و با یک روش بررسی نمود. حتی بعضا در مواردی مثل فلزات قیمتی و به خصوص طلا دارای ماهیتی دوگانه هستند که به آن خواهیم پرداخت.

 

پس نتیجه اینست که تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال باید برای هر چیزی که می خواهید ترید کنید به طور خاص تحقیق و بررسی شود. از این رو در این مقاله کوتاه مبانی تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال را به چند گروه مجزا (بر حسب هر مورد) و به طور خلاصه و صرفا با اشاره به مبانی و مهمترین عوامل آن بررسی می کنیم. مقصود از این مقاله این است که شما پس از آن قادر باشید عوامل موثر بر تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی آن چیزی را که قصد دارید ترید کنید شناخته و با جمع آوری یا دریافت اطلاعات لازم بر آن احاطه داشته باشید.

 

برای شما که تصمیم می گیرید یک چیز خاص را ترید کنید، جمع آوری اطلاعات درباره عواملی که بر تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال آنچه ترید می کنید تاثیر دارند و ما اینجا فقط به آنها اشاره کرده ایم، یک کار مستمر است که ممکن است با جستجو روی اینترنت بتوانید منابع رایگان زیادی را هم برای آن بیابید. ولی شرکتهای زیادی وجود دارند که به طور تخصصی روی این امر یعنی گردآوری اطلاعاتی که بر تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال یک چیز و یا یک مجموعه از چیزها (که معمولا با هم ارتباط نزدیک دارند) کار می کنند. این شرکتها پس از یافتن منابع و گردآوری این اطلاعات توسط تیم های خود، اطلاعات گردآوری شده را بررسی و تحلیل می کنند و در باره تاثیر این مجموعه اطلاعات بر قیمت آن چیزهای مورد مطالعه نظر می دهند و معمولا آن را به صورت یک گزارش به افراد و شرکتهایی که آن چیز ها را معامله می کنند می فروشند. اغلب این شرکتها به صورت یک آبونمان ماهانه از مشتریان خود کسب درآمد می کنند که از یکصد الی هزاران دلار (بسته به حجم اطلاعات) می تواند متغیر باشد. چنین مبالغی برای یک بانک، صندوق سرمایه گزاری و یا یک شرکت درگیر با معاملات مربوطه با مبالغ بالا (چه بصورت تجارت مالی و چه بصورت فیزیکی آن) بسیار ناچیز است ولی حتی تریدر هایی با سرمایه های متوسط نیز اغلب از مشتریان چنین شرکتها می باشند زیرا به جای صرف وقت روی جمع آوری اطلاعات و تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال آن می توانند آن را به صورت آماده و تحلیل شده دریافت کرده، وقت و تمرکز فکری خود را روی کار اصلی خودشان یعنی ترید متمرکز کنند و به این ترتیب در کارشان موفق ترند. برای تریدر های با سرمایه های کوچک تر چنین مبالغی ممکن است سنگین باشد که در این صورت همانطور که قبلا ذکر شد باید منابع موثق خبری مربوط به آنچه ترید می کنند را روی اینترنت جستجو کرده و به طور منظم و مستمر این اخبار را مطالعه کنند تا در جریان مسائل و اتفاقاتی که بر تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال مربوط به آنچه ترید می کنند قرار داشته باشند.

 

ولی دراینجا نکته مهم دیگری را باید مطرح کنیم. تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال بیشتر شامل عواملی است که تاثیرات آنها بر نوسانات قیمتها اغلب زمان می برد و برای پوزیشن های طولانی مدت و تام فریم های بالاتر دارای اهمیت بیشتری است تا پوزیشن های کوتاه مدت و تایم فریم های پائین تر. اصولا تایم فریم های بالا و پوزیشن های طولانی مدت که اهداف یا همان تارگت های(Target ) بزرگ تری را هدف دارند، مثل 50 و یا 100 پیپ (یا همان تیک) به بالا، برای تریدر های با سرمایه کوچک اصولا توصیه نمی شوند. دلیل آن نیز واضح است. تارگت و یا همان حد سود باید همیشه با یک تارگت یا حد ضرر نسبت منطقی داشته باشد که البته لزوما با هم مساوی نیستند ولی منطقا نباید اختلاف بزرگی با هم داشته باشند. این یک حقیقت است که هرگز همه پوزیشن ها منجر به سود نمی شوند. پس اگر سرمایه کوچکی دارید باید حد ضرر کوچکی هم برای آن تعیین کنید تا در اثر به ضرر نشستن یک پوزیشن تمام سرمایه خود را از دست ندهید. منطقا وقتی حد ضرر نزدیک به پوزیشن قرار بگیرد، حد سود هم همین وضعیت را باید داشته باشد که این یعنی باز و بسته کردن پوزیشن در مدت زمان نسبتا کوتاه که همان ترید کردن در تایم فریم های پائین است یعنی جائی که تحلیل فنی یا همان تحلیل تکنیکال کارآمد تر و مفید تر از تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی است. پس شاید بتوان گفت که تریدر های با سرمایه کوچک لزومی برای هزینه کردن جهت خرید تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال ندارند اگر چه از آن نمی توان به کلی غافل شد ولی با یافتن منابع خبری رایگان روی اینترنت و توجه به اخباری که روی قیمت آنچه ترید می کنید تاثیر دارند می توان این نیاز را برآورده کرد.

 

پس از این توضیحات حال اشاره ای به عوامل موثر بر تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال (ابزارهای مالی) مختلف می کنیم.

 

مبانی تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال کالا ها یاهمان کامادیتی ها (Commodities): در مورد کالاها یا همان کامادیتی ها مهمترین عوامل تاثیر گذار بر تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال عبارتند از عرضه و تقاضا. این یک اصل ساده در بازار است که افزایش تقاضا یا کاهش عرضه هر کالا باعث افزایش قیمت آن و بلعکس کاهش تقاضا و یا افزایش عرضه آن کالا باعث کاهش قیمت آن می شود.

البته باید به این مسئله نیز توجه داشت که کالا ها (اغلب بسته به هزینه حملشان نسبت به ارزش محموله) می توانند دارای قیمت جهانی و یا قیمت محلی باشند که رسم یک خط بین این دو امکان پذیر نیست یعنی می توان گفت که فلان کالا بیشتر قیمتش جهانی و فلان کالای دیگر بیشتر قیمتش منطقه ای است.

با یکی دو مثال این مطلب را روشن تر توضیح می دهیم. بیایید دو مورد با اختلاف بسیار زیاد در این زمینه را در نظر بگیریم.

یک کیلو گرم طلا امروز حدود چهل هزار دلار و یک کیلو گرم آهن کمتر از یک دلار است و مشهود است که هزینه حمل طلا حتی با هواپیما به نسبت ارزش محموله بسیار بسیار از هزینه حمل آهن حتی با کشتی (که ارزانترین وسیله حمل کالاست) کمتر و عملا در مورد طلا این هزینه قابل چشم پوشی و در مورد آهن بسیار قابل توجه است.

 

در نتیجه اگر در دو نقطه از جهان قیمت طلا اختلاف داشته باشد می توان به سرعت از جائی که ارزانتر است خرید و در نقطه ای که گرانتر است فروخت. عملا نتیجه اینست که قیمت طلا در همه نقاط جهان (صرف نظر از هزینه ها و محدودیت های گمرکی در بعضی کشور ها) یکی است. این مطلب نه فقط در خرید و فروش فیزیکی طلا صحت دارد بلکه در قیمت آن در بازار های مالی جهان که امروز از طریق اینترنت و پلتفرم های آنلاین تریدینگ قابل دسترسی هستند نیز با سرعت بیشتری منعکس شده است. مثلا اختلاف قیمت پیشنهادی برای خرید و فروش و قیمت معاملات انجام شده در بورس DGCX دوبی و بورس CME در شیکاگو که از مهمترین بورس های طلا در جهان هستند را ما بیش از سه سال است که مشاهده می کنیم و تا کنون اختلافی بیش از یک تیک (ده سنت) آنهم برای مدت یکی دو ثانیه دیده نشده است.

 

در مورد آهن صورت مسئله به کل متفاوت است. هزینه حمل آهن مثلا از آمریکا به دوبی آنقدر به نسبت ارزش محموله بالاست که این کار از نظر تجاری هرگز نمی تواند سود داشته باشد. به همین دلیل قیمت آهن در آمریکا و قیمت آن در دوبی می توانند اختلاف قابل توجهی داشته باشند. حتی ترند قیمت هم می تواند جهت های متفاوت داشته باشد یعنی مثلا به علت افت بازار ساخت و ساز ساختمان و قیمت املاک در آمریکا قیمت آهن رو به نزول باشد در حالی که در همین زمان به علت رونق شدید ساخت و ساز بنا و فروش بالای املاک در دوبی قیمت آهن در دوبی هر روز افزایش یابد. این یک مثال واقعی بود که ما عملا در سال 2008 میلادی شاهد آن بودیم. در مورد آهن قیمت کاملا منطقه ای است. مثلا قیمت آهن در بندر عباس و آبادان با قیمت آن در دوبی و کویت (شهر های ساحل خلیج فارس) با اختلاف ناچیزی عملا یکی است زیرا هزینه حمل آهن بین این شهر ها (باکشتی) زیاد قابل توجه نیست. این در حالی است که این قیمت و حتی گاهی ترند قیمت آهن بین بندر عباس و بندر انزلی می تواند متفاوت باشد. از سوی دیگر قیمت همین استاندارد و فرم آهن (مثلا میلگرد ساختمانی با یک شماره استاندارد) در بندر انزلی رابطه بسیار نزدیکی با قیمتش در بندر آستراخان روسیه یا بندر شفچنکو شهر آکتاو درقزاقستان (شهر های ساحل دریای خزر) دارد.

 

این دو کالا البته همانطور که ذکر شد مواردی هستند که بسیار باهم متفاوتند و جهت توضیح مطلب به شکل روشنتر مطرح شدند. عملا سایر کالا ها هم همین حالت را دارند ولی نه با چنین اختلاف چشمگیری. به هر حال منطقه ای و جهانی بودن قیمت کالا ها درجات بسیار متفاوتی دارد که اثر آن بر تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال آن کالا ها باید مورد به مورد بررسی شوند. مثلا در مورد مس یا نیکل قیمت از نظر جهانی بودن بسیار شبیه به طلا است ولی در مورد شکر یا برنج منطقه ای تر هستند.

 

به هر حال عرضه و تقاضا عوامل اصلی تعیین کننده در تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی قیمت کالا ها است. علاوه بر مسئله جهانی بودن و یا منطقه ای بودن قیمت کالا ها باید به هرگونه اخباری که به نحوی بر عرضه و تقاضای کالای مورد نظرتان تاثیر دارد توجه کنید. مثلا اعتصاب طولانی مدت کارگران معادن مس در شیلی (که بزرگترین صادر کننده مس در دنیاست) و یا بالا رفتن تعداد املاک معامله شده در آمریکا (که بزرگترین بازار جهان است) به ترتیب عرضه این فلز را کم و مصرف آن را (که از اهم آن ساخت و ساز املاک است) بالا می برد و مسلما از نظر فاندامنتال یا بنیادی گواهی افزایش قیمت آنرا می دهد.

 

مبانی تحلیل بنیادی و یا همان تحلیل فاندامنتال ارزها: اگر از این زاویه به مطلب نگاه کنیم که چون ارزش برابری دو ارز مختلف با هم تغییر می کنند پس می توان به آنها مثل دو کالای مختلف نگاه کرد، بر طبق احکام شرعی معاملات بازار مبادلات ارزی (به شرط واقعی بودن) از نظر شرعی بلا مانع است ولی نمی توان با این منطق تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال ارز ها را همانند کالا ها صرفا (یاحتی به طور عمده) با تغییرات در عرضه و تقاضای آنها بررسی نمود. البته عرضه و تقاضای ارز ها کاملا بی تاثیر نیست. به عنوان مثال هیچکس نمی تواند منکر شود که اعلام فروش نفت کشورهای خاورمیانه در مقابل یورو، پوند و ین به جای دلار روی آن سه ارز اثر مثبت و روی دلار اثر منفی گذاشت. ولی به علت حجم عظیم ذخیره های ارزی و کنترل بانکهای مرکزی کشورها روی چاپ و از رده خارج کردن اسکناس های کهنه این فاکتور در مورد تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال قیمت ارز ها تاثیر بسیار کمتری در مقایسه با کالا ها دارد. پس عوامل عمده تاثیر گذار بر تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال قیمت ارز ها یا همان بازار مبادلات ارزی چیست؟
عوامل عمده تاثیر گذار بر تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال قیمت ارز ها یا همان بازار مبادلات ارزی متنوع تر و پیچیده تر از کالا ها هستند. اجازه بدهید با ذکر مثال این بحث را جلو ببریم.

این روز ها (آپریل 2010 میلادی) شاهد سقوط چشمگیر قیمت پوند و یورو و سایر ارز ها در مقابل دلار هستیم. بخشی از این حرکت از چند ماه پیش که شاخص های اقتصاد آمریکا پس از 2 سال شروع به رشد کرد و نوید بهبود اقتصاد آمریکا و خارج شدن تدریجی آن از رکود اقتصادی آخر دهه قبل را داد قابل پیش بینی بود. همانطور که قبلا ذکرشد تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی بیشتر برای تایم فریمهای بالا و پوزیشن های بلند مدت باید در اولویت اول قرار گیرد که مثلا در این مورد چند ماه طول کشید. دقت کنید که در طول این مدت دلار در مقابل ارز های دیگر بار ها نزول قابل توجه داشت ولی در مجموع و یه شکل دراز مدت صعود کرد. اگر پوزیشن بای روی دلار داشتید با سرمایه کم قبل از آنکه به این برابری برسد مارجین حسابتان کسر می آمد و پوزیشنتان با وجود پیش بینی صحیح قبل از اینکه به تارگت سود برسد با ضرر بسته می شد.

انتخابات انگلستان که در دور اول وضعیت نامعلومی پیدا کرد در تضعیف پوند و کسر بودجه بی سابقه یونان همراه با نرخ بی کاری 40 درصدی در اسپانیا (که هر دو عضو اتحادیه اروپا هستند و پولشان یورو است) از عوامل مهم تضعیف یورو هستند. کشور آیسلند نیز نقش اساسی در تضعیف یورو ایفا کرد. چند ماه قبل یکی از بانکهای بزرگ این کشور اعلام کرد که قادر به پرداخت بدهی های خود نیست. (که اکثرا مربوط به وام های املاک در آمریکا بود) این خبر از نظر تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی یورو دلار به معنی تضعیف یورو بود. آتشفشانی یک کوه آتشفشان هم در همین کشور که باعث تعطیلی بسیاری فرودگاه ها و ضرر هنگفت خطوط هوائی در اروپا شد مزید بر علت گردید.

همانطور که از مثال بالا مشهود است در بازار مبادلات ارزی تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال ارز ها به عوامل بیشتر و پیچیده تری نسبت به کالا ها وابسته اند. به طور کل باید گفت که نرخ برابری دو ارز نسبت به یکدیگر با وضعیت اقتصادی و سیاسی آن دو کشور مربوط است که اینها به نوبه خود نسبت به مسائل متعددی حساس هستند.

در این میان باید گفت که مداخلات بانک های مرکزی که در سطح یک تریدر عادی کلا غیر قابل پیش بینی هستند آثار بعضا فوری و بعضا دراز مدت بسیار قوی روی بازار های بازار مبادلات ارزی دارند و این یک دلیل دیگر برای احتراز از پوزیشن های بلند مدت و کار در تایم فریم های بالا در بازار مبادلات ارزی می باشد. باید اضافه کنیم که مطالب فوق به این معنا نیست که تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال بازار مبادلات ارزی یا همان ارز ها فاقد ارزش است و یا می توان آنرا ندیده گفت. بلکه باید توجه داشت که مدیریت پول یا همان مانی منیجمنت در گرفتن پوزیشن های بلند مدت و کار در تایم فریم های بالا در بازار مبادلات ارزی بسیار مهم است و این کار به سرمایه بیشتری نیاز دارد. حتی برای کار در تایم فریم های پائین تر نیز لازم است به تایم فریم های بالاتر که بر تایم فریم های پائین تر تاثیر گذار هستند و همینطور به اخباری که تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال ارز ها را در بازار های بازار مبادلات ارزی تحت تاثیر قرار می دهند توجه داشت و آنها را دنبال کرد.

ولی در کل برای تریدر های با سرمایه کوچک تارگت های کوچکتر و تایم فریم های پائین مناسب ترند زیرا بازار بازار مبادلات ارزی یا همان تعامل ارز ها (چه به صورت اسپات و چه فیوچرز) دارای نوسانات شدید است.

دنبال کردن اخبار جهان و به روز بودن در مورد وقایع سیاسی و اقتصادی برای تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال بازار مبادلات ارزی قویا توصیه می شود. اما بعضی اطلاعات از اهمیت خاص برخوردارند:

یک) تقویم اقتصادی: این تقویم توسط اقتصاد دانان و اغلب به صورت هفتگی، ماهانه و سالانه تهیه و ارائه و با مدت زمان مشابه قبلی مقایسه می شود و شامل این اطلاعات است:

تاریخ - زمان - ارز مربوطه - موضوع - عدد حقیقی - عدد پیش بینی شده - عدد حقیقی در مدت زمان مشابه قبلی

به عنوان مثال اگر موضوع مربوط به دلار آمریکا بوده و عددی که به عنوان عدد حقیقی اعلام می شود از عدد پیشبینی شده و یا عدد حقیقی قبلی بیشتر باشد انتظار قوی شدن دلار آمریکا را می توان داشت و یا افزایش قیمت نفت روی برابری ارزش ارز کشور هائی که وارد کننده آن هستند مثل امریکا و ژاپن اثر منفی دارد.

تقویم اقتصادی روی سایت ما موجود است و به طور مداوم اعداد جدید در آن دیده می شوند. برای بازدید لطفا اینجا را کلیک کنید.

 

دو) سخنرانی های مهم: گزارش رئیس فدرال رزرو آمریکا به کنگره، سخنرانی و گزارش وزیر خزانه داری، مصاحبه یا سخنرانی رئیس بانک جهانی یا صندوق بین المللی پول، سخنرانی رئیس بانک مرکزی اتحادیه اروپا و یا بانک مرکزی انگلستان و .... بر تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال بازار بازار مبادلات ارزی اثرات مهم می توانند داشته باشند و تریدر های حرفه ای بازار مبادلات ارزی این سخنان را با توجه کامل دنبال می کنند.

 

سه) مهمترین شاخص های اقتصادی که بر بازار بازار مبادلات ارزی و نرخ براری ارز ها تاثیر می گذارند عبارتند از:

نرخ بهره: از نطر تئوری وقتی نرخ بهره یک ارز بالا می رود عده ای پول خود را به آن ارز تبدیل می کنند تا از بانک بهره بیشتری بگیرند و این قاعدتا باعث تقویت ارزش آن ارز می شود.

درصد بیکاری: هرچه بالاتر باشد باعث تضعیف آن ارز می شود. همینطور اگر دستمزدها کاهش پیدا کرده باشند.

موازنه تجاری: مقایسه میزان واردات و صادرات هر کشور در نرخ برابری ارز آن کشور موثر است. کشوری که صادرات بیشتر داشته باشد قاعدتا ارز قوی تری خواهد داشت.

درآمد خالص سرانه: این شاخص که هر سه ماه یکبار اعلام می شود هر چه بالاتر باشد معمولا منجر به افزایش نرخ بهره و تقویت ارز مورد نظر می شود.

 

مبانی تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال طلا: ممکن است بپرسید: چرا طلا را با وجود مثالی که در قسمت تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی کالاها بررسی کردیم به طور جداگانه می خواهیم بررسی کنیم؟ دلیلش اینست که طلا (و اغلب دیگر فلزات قیمتی مثل نقره و پلاتین و ...) ماهیتی دو گانه دارد. از یک سو یک کالا است پس عوامل و فاکتور های موثر بر تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی کالا ها که گفتیم عمدتا عرضه و تقاضا هستند در مورد طلا نیز صادق هستند. بیائید اول این قسمت را بیشتر باز کنیم.

 

طلا مصارف صنعتی هم دارد مثلا در تولید ریز پردازنده ها ولی این فقط قسمت بسیار کوچکی از مصرف طلا است و تاثیر زیادی بر تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال طلا ندارد. طلا به عنوان یک ذخیره مالی توسط بانک های مرکزی، خزانه داری بانکها، شرکتهای سرمایه گزاری و حتی افراد عادی مورد تقاضای بسیار بالا است. البته مصرف آن برای تولید زیور آلات را هم نباید فراموش کرد از این رو گزافه گوئی نیست اگر بگوئیم خانمها در تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال قیمت طلا نقش کلیدی ایفا می کنند! هند (با حدود یک هشتم جمعیت جهان) بزرگترین مصرف کننده طلا در جهان است. هندی ها به شکل سنتی به طلا علاقه خاصی دارند بطوری که حتی یک خانواده کم درآمد هندی هم هر گاه بتواند حتی مبلغ کوچکی را مازاد هزینه های ماهانه خود کنار بگذارد فورا آنرا به یک قطعه طلا تبدیل می کند تا حدی که به هنگام جشن ها و فستیوال های ملی و مذهبی در هند که هندی ها طلا به یکدیگر هدیه می کنند قیمت طلا می تواند یک حرکت موقت رو به بالا از خود نشان دهد. عجیب نیست که بورس ام سی اکس هند از نظر حجم مبادلات طلا با بزرگترین بورس جهان یعنی سی ام ئی شیکاگو شانه به شانه می زند. دیگر بورس های مهم طلای جهان در لندن، توکیو، سنگاپور، هنگ کنگ و بورس دوبی هستند.

 

DGCX = Dubai Gold and Commodities Exchange

این بورسی است که ما مجوز کارگزاری خود را از آن دریافت کرده ایم و از نظر حجم معاملات طلا در جهان مطرح و از نظر هزینه اسپرد با بورس سی ام ئی شیکاگو برابری می کند.

بزرگ ترین تولید کننده طلا در جهان، کشور آفریقای جنوبی با بیش از نیمی از تولید طلای جهان است. پس از آن آمریکا، استرالیا، روسیه و پرو در تولید طلا نقش اساسی دارند. معادن طلای آفریقای جنوبی در حال حاضر (آپریل 2010 میلادی) با مشکلات اساسی در زمینه تامین نیروی برق لازم برای استخراج طلا مواجه هستند ولی استرالیا پیش بینی کرده است که تولید طلای این کشور امسال بیش از ده درصد افزایش خواهد یافت. تولید طلا در طول سال 2009 میلادی تقریبا ثابت و مصرف و سرمایه گزاری روی طلا در طول همین سال نسبت به سال قبل حتی کاهش داشته است. با این وجود قیمت طلا در طول سال میلادی گذشته افزایش یافت و در مقابل یورو به بالاترین حد خود از زمان بوجود آمدن یورو رسید که رکود اقتصاد جهان قطعا یکی از عوامل آن بوده است. پیش بینی کارشناسان در مورد عرضه و تقاضای طلا در سال 2010 میلادی آنست که روند امسال هم تقریبا مثل سال قبل خواهد بود و قیمت 1500 دلار برای هر اونس طلا دور از ذهن نیست.

از سوی دیگر طلا به دلیل نقد شوندگی بی چون و چرا عملا پول است. حتی قیمت کالاهای مهم مثل نفت را به عنوان یک مقایسه در برابر اونس طلا بررسی می کنند. از این رو طلا را باید به عنوان یک ارز هم بررسی کرد. این بدان معناست که عوامل موثر بر تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال بازار مبادلات ارزی در مورد طلا هم صادقند. همانطور که گفتیم در طول سال گذشته میلادی عرضه طلا تقریبا ثابت و تقاضای آن کاهش یافت در حالی که قیمت آن افزایش پیدا کرد. این نشان می دهد که عوامل متنوع دیگری در قیمت طلا دخیل هستند. چه عواملی بر تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال قیمت طلا تاثیر می گذارند؟

طلا در طول تاریخ همواره به عنوان یک سرمایه قابل اطمینان مطرح بوده است. بخصوص در دوره های پریودیک رکود اقتصادی سیستم سرمایه داری که معمولا توام با تورم یا همان بی ارزش شدن پول است، تبدیل پول نقد به طلا بسیار مرسوم است که به نوبه خود باعث افزایش قیمت آن هم می شود. بسیاری اعتقاد دارند که طلا به هنگام تلاطم های سیاسی و نظامی مهم در جهان یکی از بهترین فرم های نگهداری پول است. (شاید به علت ارزش بالای آن نسبت به حجم و وزنش) عملا هم در چنین حالاتی اغلب مشاهده شده که ارزش طلا افزایش یافته است. خرید ها و حراج های بانکهای مرکزی و موسسات مالی بزرگ نیز که معمولا قابل پیش بینی هم نیستند (مگر از قبل آن بانک یا موسسه نیت خود را اعلام کند که باز هم عملی شدن آن قطعی نیست) اثرات قابل توجه بر قیمت طلا دارند. نهایتا یکی از عوامل بسیار موثر دیگر بر تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی طلا بورس های کالا هستند که حجم معاملات بسیار بالای طلا در آنها باعث رونق معاملات طلا شده و در مجموع به افزایش قیمت آن کمک می کنند.

از مطالب بالا نتیجه می شود که تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال قیمت طلا حتی از بازار مبادلات ارزی هم پیچیده تر است و این امر باز هم پیامی برای سرمایه های کوچک دارد که: تایم فریم های پائین و پرافیت تارگت های کوچک که بر اساس تحلیل فنی یا همان تحلیل تکنیکال انجام شوند مناسب تر هستند اگر چه باز هم تکرار می کنیم که تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی طلا و عوامل و فاکتور های موثر بر آن را حتما باید جدی گرفت.

 

مبانی تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال سهام: به دو دلیل این قسمت را بسیار خلاصه ارائه می کنیم. اول آنکه اصولا شرکت ما کارگزار بورس کالا و ارز می باشد و اگر چه ما می توانیم فیوچرز ایندکس بورس های سهام معروف جهان را به مشتریان شرکتمان به صورت آنلاین برای ترید ارائه دهیم ولی این کار اصلی ما نیست. دلیل دوم اینست که بورس سهام در خاورمیانه سابقه نسبتا طولانی دارد و دوستان پر تعدادی در زمینه تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی سهام استاد ما محسوب می شوند. معذالک چون این سروران در اکثر موارد روی سهام شرکتها فعالیت دارند در صورت نیاز به کسب اطلاعات و دیتای مربوط به ایندکس هائی که ما می توانیم به شما معاملاتشان را دسترسی بدهیم در خدمت همه عزیزان هستیم. در اینجا به طور خلاصه چند عامل اصلی موثر بر تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی سهام شرکتها را ذکر می کنیم.

مهمترین عامل گزارش سالانه حسابرسی آن شرکت است که شامل ترازنامه و حساب سود و زیان، مسائل مربوط به مدیریت شرکت، بررسی اهداف و تاکتیک های تجاری شرکت و رقبای آن و همینطور پیشبینی آینده تجاری و ظرفیت رشد آن شرکت می باشد.

شاخص های مهمی که باید در نظر گرفته شوند عبارتند از: میزان سرمایه، درآمد، رشد سالانه و سه ماهه، در آمد به ازای هر سهم، بدهی و نسبت بدهی به دارائی، نسبت سود به دارائی و نسبت سود به سرمایه، سود ناخالص، نسبت ارزش سهم به درآمد یا همان پی ئی، ارزش ترازنامه ای شرکت، سود خالص، نقدینگی، نسبت دارائی به بدهی و چند شاخص دیگر .

از سوی دیگر شاخص های عمومی اقتصاد نیز در تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی سهام یک شرکت دخیل اند. این شاخص های اقتصادی نشانگر این امر هستند که اصولا اقتصاد (به خصوص اقتصاد کشوری که شرکت در آن ثبت شده و یا با آن بستگی نزدیک دارد) رو به رشد و یا رو به رکود است و اینکه این امر چه تاثیری بر موقعیت تجاری شرکت مزبور خواهد داشت. بعضی از مهمترین های آن عبارتند از: نرخ بهره، نرخ بیکاری، شاخص قیمت تولید، شاخص بخش خدمات، وضعیت بازار املاک و مسکن، شاخص خرده فروشی، شاخص تولید، شاخص تولید صنعتی، شاخص قیمت مصرف کنندگان، ریسک کشور، درآمد سرانه، شاخص اطمینان مصرف کنندگان، تراز صادرات و واردات و چند شاخص دیگر.

تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی سهام شرکتها بر این منطق استوار است که ثبات و پتانسیل درآمد زائی و رشد آن شرکت چه می باشد. قیمت سهام یک شرکت با توجه به آینده ای که برای رشد آن شرکت پیش بینی می شود می تواند از ارزش تراز نامه ای آن بیشتر و یا کمتر باشد.

 

همچنین برای یادگیری مطالب بنیادی تاپیک آموزش بنیادی روی تالار گفتگوی ما را دنبال کنید.